محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4274
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و من دست خالى باز خواهم گشت . » گويد : پس پيش وى بازگشتم . گفت : « راه ميان ما و خودتان را چگونه ديدى ؟ » گفتم : « آسان ، با آب و چراگاه بسيار . » ولى سخن مرا خوش نداشت و گفت : « از كجا دانستى ؟ » گفتم : « من كه به نبرد غرچستان و غور و ختلان و طبرستان رفتهام چگونه ندانم ؟ » گفت : « آنچه را ما مهيا كردهايم چگونه ديدى ؟ » گفتم : « لوازم نيكو ديدم ، اما مگر ندانى كه صاحب قلعه از چند چيز به سلامت نماند » گفت : « آن چيزها چيست ؟ » گفتم : « بيم هست كه نزديكتر و محبوبتر و معتمدتر كسانش بر او بتازد كه مقام وى را بدست آرد يا بدان نزديك شود يا آنچه فراهم آورده نابود شود و با همه چيزش تسليم شود ، يا مرگ به دو رسد و بميرد . » گويد : ابرو درهم كشيد كه آنچه را گفته بودم خوش نداشت ، گفت : « سوى منزل خويش باز گرد . » گويد : بازگشتم و دو روز ببودم و ترديد نداشتم كه از صلح چشم پوشيده ، پس از آن مرا پيش خواند ، نامهء صلح را به غلام خويش دادم و به دو گفتم : « اگر فرستادهء من پيش تو آمد و نامهء صلح را خواست ، سوى منزل بازگرد و نامه را آشكار مكن و به من بگو نامه را در منزل به جاى نهادهام » گويد : پيش وى رفتم ، در بارهء نامه از من پرسيد ، گفتم : « نامه را در منزل به جاى نهادهام . » گفت : « يكى را بفرست كه آن را پيش تو آرد . »